|
پاتوق محمدجون از ورامین تا هلند / شیر مرغ تا جون آدمی زاد
|
دختر رئیس جمهور یمن پربازدیدترین عکس گوگل عکس بلقیس دختر علی عبدالله صالح رئیس جمهور مادام العمر یمن در روزهای اخیر در فضای مجازی انتشار گسترده ای یافته است. بررسی انجام شده حاکی از آن است که تصویر وی در سایت جستجوگر گوگل به عنوان پربیننده ترین عکس عربی شناخته شده است
[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:49 PM ] [ محمد ]
[ ]
زن فرانسوی گفت: به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنا براین نه نظافت منزل ، نه آشپزی ، نه اوتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم . خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم. روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور . روز سوم اوضاع عوض شد ، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . زن انگلیسی گفت: من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار. روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خریدو کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت. زن لره گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم روز اول چیزی ندیدم روز دوم چیزی ندیدم روز سوم چیزی ندیدم شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چبم ببینم
شاد بودن تنها انتقامیاست که میتوان از زندگی گرفت ارنستو چهگوارا
عاشق خویش فراموش مکن در روزنامهء" اقدام" چاپ تهران مسابقه ای تحت عنوان "هدیهء عاشق"به مسابقه گذارده می شود که دربارهء" گل فراموشم مکن" که یکی از قصه های اروپایی است می باشد. خلاصه قصه چنین است: عاشق ومعشوقی در کنار رود دانوب مشغول تفریح و دلدادگی بودند که ناگهان معشوق، گلی را در رودخانه می بیند و با نگاهش می فهماند که چقدر مشتاق آن دسته گل است. عاشق بدون ملاحظه، خود رابه آب می اندازد و گل را به سوی معشوقش می اندازد و می گوید "فراموشم نکن" وخود به دیار نیستی می رود، از آن پس، آن گل را "گل فراموشم مکن"می نامند. در این مسابقه بزرگانی مثل" رشید یاسمی "و "وحید دستگردی"شرکت می کنند ولی برنده مسابقه ایرج میرزا می شود که شعر زیر را می سراید: عاشقی محنت بسیار کشید/تا لب دجله به معشوقه رسید نشده از گل رویش سیراب/که فلک دسته گلی داد باب نازنین چشم بشط دوخته بود/فارغ از عاشق دل سوخته بود گفت وه وه چه گل رعنا ئیست/ لایق دست چو من زیبائیست زین سخن عاشق معشوقه پرست/جست در آب چو ماهی از شست خوانده بود این مثل آنمایهء ناز/ که نکویی کن و در آب انداز باری آن عاشق بیچاره چو بط/ دل بدریا زد و افتاد بشط دید آبیست فراوان ودرست/ بنشاط آمد ودست از جان شست دست وپایی زد و گل را بربود/سوی دلدارش پر تاب نمود گفت کای آفت جان سنبل تو / ما که رفتیم بگیر این گل تو بکنش زیب سر ای دلبر من / یاد آبی که گذشت از سر من جز برای دل من بوش مکن/ عاشق خویش فراموش مکن خود ندانست مگر عاشق ما / که ز خوبان نتوان جست وفا عاشقان را همه گر آب برد/ خوبرویان همه را خواب برد واژه ای است که:
اصفهانی ها هنگام ورود مهمان ها... اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام سنگین... شیرازیها موقع سر کار رفتن... قزوینی ها موقع عبور از جلوی مدرسه پسرانه... کاشانی ها در هنگام چاله های هوایی در هواپیما... رشتیها هنگام باز کردن در کمد .... و لرها از آن در پیچ ها به جای ترمز استفاده می کنند آمریکا: Every man should get maed some time; after all, happiness is not شما میتوانید مطمئن باشید که یا ماشین جدید است یا همسرش
هرزه گی دو سو دارد
بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانهی او نروید » بودا به کدخدا گفت : « یکی از دستانت را به من بده» کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند» روی لینک زیرکلیک کن و بعد اسم خودت رو به انگلیسی بنویس و روی کـَندو کلیک کن منحنی قلب من، تابع ابروی توست
آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست
۱۰- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود. ۹-خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده. ۸-خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره! ۷-خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ... 6- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره. 5- خدا می خواست آدم بارور و تکثیر شود ، اما خدا میدونست که آدم تحمل درد زایمان رو نداره. 4- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره. 3- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره. 2- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند. و سرانجام دلیل شماره یک 1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....؟
سفر بخیر « ـ به کجا چنین شتابان؟» گون از نسیم پرسید.
|
|
||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||